ترم آخر دانشگاه و ساخت پروژه انیمیشن

ترم آخر دانشگاه یه درس به اسم گرافیک کامپیوتری داشتیم که باید برای پروژه اش یه انیمیشن می ساختیم و من به پیشنهاد داداشم موضوع کلیشه ای تولد تا مرگ انسان رو انتخاب کردم و از قبل از شروع ترم یه کتاب درباره ساخت انیمیشن با همین نرم افزاری که قرار بود باهاش کار کنیم خوندم و یکمی با این نرم افزار کار کردم که دستم راه بیوفته و این بود که اول ترم نسبت به بقیه آشناتر بودم و کارم رو زود شروع کردم و مهمترین چیز اینکه علاقه هم داشتم و چون علاقه داشتم با اشتیاق بیشتری این کار رو دنبال می کردم.

البته ناگفته نماند که علاوه بر کتاب، سه جلسه هم کلاس رفتم تا نکات کلیدی رو  یاد بگیرم چون نه استاد و نه هیچکدوم از بچه های کلاس چیزی بلد نبودن، فقط یکی از پسرا که اونم همش کلاس می ذاشت و به هیچکس محل نمی گذاشت. خلاصه ما هم به خدا توکل کردیم و هر چی بلد بودیم رو روی کار پیاده می کردیم و استادمون هم کلی از کار من خوشش اومده بود و ناگفته نماند که از اون دست کسانی بودم که هر جلسه کار برای ارائه داشتم.

این شیرین ترین کلاس درسی بود که در طول دوران دانشگاهم داشتم، هر جلسه با ذوق و اشتیاق فراوون می رفتم سر کلاس و چون هر چهارتامون (من،ایمانه،رجا و زهرا) این درس رو داشتیم و محیط کلاس یه محیط کاملا آزاد بود احساس راحتی می کردم و کل ساعات کلاس رو روی انیمیشنم کار می کردم و هر چی رو که بلد بودم به دوستام هم یاد می دادم؛

یادمه یه بار زهرا گفت تو خیلی آدم راحتی هستی وقتی کسی ازت کمک می خواد بی منت کمکش می کنی و با اینکه مبلغ نمی شه گفت زیاد ولی خوب به هر حال هزینه کرده بودم و کلاس آزاد رفته بودم تا نکات کلیدی انیمیشن رو یاد بگیرم ولی تمام دانسته هام رو به اونا هم یاد می دادم و اینجوری بگم که تو کلاس کُلی اسم در کرده بودم، حتی برای یکی دوتا از پسرای کلاس هم، حرکت بعضی از قسمت های انیمیشنشون رو من انجام دادم و اینقدر با بچه های کلاس گرافیک صمیمی شده بودیم که همه رو به اسم کوچیک صدا می زدیم و جَو  کلاس خیلی دوستانه بود.

هر جلسه موقع ارائه دادن، زنگ تفریح داشتیم، هر دختری که می رفت کارش رو روی پروژکتور نمایش بده مورد تمسخر پسرا قرار می گرفت و بلعکس هر پسری هم که ارائه می داد از جانب هر دو طرف یعنی هم دخترا، هم پسرا و همینطور استاد، دست انداخته می شد و خلاصه از ذره ذره کار انیمیشنش ایراد می گرفتیم و دختر و پسرا هر جلسه قضیه ی رو کم کنی داشتن و حتی یکی از همون جلسات هم به من گیر دادن و پسرا گفتن این خودش انیمیشنشو درست نکرده و داده بیرون واسش درست کنن؛

و استاد هم به خاطر اینکه هم شکِ خودش برطرف شه و هم به بقیه ثابت کنه که خودم درست کردم، همون لحظه ای که رفتم کارم رو به کلاس ارائه بدم یه تست ازم گرفت و جلوی همه ی کلاس روی پروژکتور یه شکل رو به صورت متحرک در اوردم و اینجوری روی همه پسرا کم شد و از اون جلسه به بعد حسابی تحویلم می گرفتن و دیگه جرأت نمی کردن از انیمیشنم ایراد بگیرن.

یادش بخیر روز اول کلاس گرافیک ایمانه یه چهارتا خط کشید با یه دایره که مثلاً یه کوهِ که خورشید داره از پشتش طلوع می کنه و یه دوتا دایره هم کنار همدیگه کشید مثلاً جوجه ست و هی از این سر تصویر به اون سر تصویر حرکت می کرد و با خوشحالی تمام به استاد نشون داد و گفت استاد انیمیشنم خوبه و استاد هم با یه لحن خنده داری در جوابش گفت: آهـــــا! منظورت اینه که همین رو به عنوان پروژه پایانیت قبول کنم و منو رجا با صدای بلند زدیم زیر خنده (فیلمش رو توی موبایلم دارم).

انیمیشنی که ایمانه کشید.انیمیشنی که ایمانه در عرض 2 دقیقه کشید و به عنوان پروژه پایانی نشون استاد داد.

/ 0 نظر / 10 بازدید