چغاله بادام را چجوری می خورن؟؟؟

اولین باری که چغاله بادام دیدم کلاس پنجم دبستان بودم بابام از شیراز برامون یک کیلو چغاله بادام آورده بود، آخه قبلاً چغاله بادام تو آبادان نبود و هیچ میوه فروشی چغاله نمی آورد، یعنی اصلاً کسی نمی دونست چغاله بادام چی هست و چون استقبال نمی شد نمی آوردن، مثل زغال اخته که الان هم توی آبادان پیدا نمی شه یا خیلی به ندرت میارن.

یه روز مامانم یه خورده چغاله بادام گذاشت تو کیف مدرسه ام و گفت زنگ تفریح بخور. منم زنگ تفریح چغاله بادام رو از کیفم در اوردم و رفتم تو حیاط مدرسه و تند تند شروع کردم به کندن پوست سبز چغاله و مغز سفید توش رو می خوردم.تعجب

چغاله بادام

دوتا از بچه های کلاس اومدن طرفم گفتن چی می خوری، گفتم چغاله بادامِ بابام از شیراز اورده، یکیشون گفت یکم بده ببینم چه مزه ای می ده، یه چندتا دونه از تو پلاستیکم برداشت و به روش من شروع به خوردن کرد؛ روز بعد باز دوباره همون دختره اومد طرفم و دوستش هم صدا زد گفت بیا، مژگان بازم از این چیزای خوشمزه اورده و دوباره شروع به خوردن چغاله به روش قبل کرد، بعد چند لحظه اون یکی دوستش به من گفت تو حالت خوبه!!! گفتم برای چی؟ گفت چغاله بادام رو که اینطوری نمی خورن و به دوستش گفت بیا یه دونه درسته بذار تو دهنت و با پوست سبزش بجَوِش ببین مزه اش چجوریه، اونم با دو دلی یه دونه درسته خورد ولی گفت نه اینجوری که مژگان می خوره خوشمزه تره! و منم حرفش رو قبول نکردم و به همون روش خودم ادامه دادم و گفتم ما اینجوری می خوریم!!!زبان

بعد که رفتم خونه از مامانم پرسیدم: راستی که باید چغاله بادام رو با پوست سبزش بخوری و مامانمم گفت آره مگه تو چجوری می خوری؟! گفتم من فقط مغز سفید وسطش که شبیه بادومه رو می خورم و مامانم گفت اِی خنگ خدا یعنی اون روز تا حالا چغاله بادام به این سبزی و قشنگی رو می ریختی دور و فقط مغزش رو می خوردی، منم گفتم خوب آره دیگه اولین باره که چغاله دیدم، چه می دونستم چطوری باید خوردش، اتفاقاً دوستمم گفت که باید با پوست سبزش بخوری ولی من حرفشو باور نکردم.

این شد که از اون روز به بعد تازه فهمیدم چغاله بادام رو چجوری می خورن و به اون دختره هم گفتم که تو راست می گفتی و از کار خودم خندم گرفته بود و یاد این جُکِ افتاده بودم که به یارو میگن موز خوردی میگه آره همون که هسته اش درازه... نگو طرف پوستشو می خورده، خودشو مینداخته دور به خیال اینکه خود موز هستۀ میوه ست.خنده

با یادی از سحر و فرناز

/ 0 نظر / 26 بازدید