یادی از گذشته

دوست عزیز لطفا برای خواندن مطالب اصلی این وبلاگ به صفحات وبلاگ (لینک های کِنار page) مراجعه کنید.با تشکر

من بیماری قلبی دارم از وقتی به دنیا اومدم این بیماری رو داشتم، 4 سالم که بود می خواستن عملم کنن اما بابام نگذاشت چون اولا من تنها دختر این خانواده بودم و دوما چند تا از بچه های دوست و آشناها که بیماری قلبی داشتن و عمل کرده بودن همشون مُرده بودن و در ضمن اون موقع علم مثل الان پیشرفت نکرده بود، اون زمان عمل قلب یکی از مشکل ترین عمل ها تو ایران بود ولی الان می شه گفت عمل قلب یکی از رایج ترین و معمولی ترین عمل هاست. 2تا سوراخ روی قلبم دارم که در اصطلاح پزشکی بهش میگن VSD و یکی از دریچه های قلبم هم مادرزادی بسته است (در اصطلاح پزشکی PDA نام داره) و عمل پمپاژ خون به قلب به وسیله همون دو سوراخی که روی قلبم هست انجام می شه به همین خاطر ناخن ها و لبم همیشه کبوده که در علم پزشکی به سیانوز معروفه، از روزی که به دنیا اومدم تا الان تحت نظر دکترای زیادی بودم و سالیانه برای چکاب به شهرهای مختلفی اعزام می شدم و هر دکتری یه نظری می داد، یکی می گفت باید عمل کنی، یکی می گفت عمل نکنی بهتره چون این دریچه هایی که توی ایران اومده مصنوعیه و بعد از یه مدت املاح خون توش رسوب می کنه و بعد از سه چهار سال دوباره باید عمل کنی، یکی دیگشون هم می گفت عمل قلبت 9 ساعت طول می کشه و چون جثه ضعیفی داری اگه عملت کنیم ممکن بری تو کُما و به هوش نیای، هر کی یه چیزی می گفت تا این دکتر آخری که می گفت به نظر من تو اصلاً قلبت مشکلی نداره و اون رَگی که به ریه ات خون و اکسیژن میرسونه دچار مشکل شده و متأسفانه هیچ جای دنیا هم راه حلی برای این مشکل پیدا نکردن یعنی در واقع عمل پیوند ریه در دنیا خیلی به ندرت انجام می شه چون از ریسک بالایی برخورداره و خیلی وقت ها ممکنه ریه ی پیوندی با قلب بیمار سازگاری نداشته باشه و در حال حاضر باید باهاش بسازی و فکر کنم این یکی تشخیصش از همه درست تر بود چون وقتی فعالیت می کردم سمت راستم درد می گرفت و دچار سوزش می شد در صورتی که قلب آدم سمت چپه ولی نظر اکثرشون این بود که عمل نکنم آخه من از اون کیس بیمارای قلبی هستم که هیچ دارویی استفاده نمی کنم. فعلا که 20 سال از خدا عمر گرفتم و دارم زندگی می کنم (به قول مامانم قاچاقی زنده ام) باقیشم خدا کریمه. قلب

این هم بنده هستم که دارم پله های ترقی رو طی می کشم