یادی از گذشته

دوست عزیز لطفا برای خواندن مطالب اصلی این وبلاگ به صفحات وبلاگ (لینک های کِنار page) مراجعه کنید.با تشکر

همونطور که قبلاً گفتم، اولین خونه ای که بعد از اومدن به آبادان توش ساکن شدیم منزل 407 واقع در محله برِیم جنوبی بود و توضیح دادم که تو آبادان منازل سازمانی شرکت نفت ویلایی هستند و باغ های بزرگی دارن و بین خونه ها دیواری وجود نداره و خونه هایی که کنار هم هستند به وسیله فنس و شمشاد از هم دیگه تفکیک می شن.

آبادان_ منطقه بریم_ فنس و شمشاد بین منازل سازمانی

وقتی اومدیم خونه 407 باغش چمن نداشت و دور فنس ها هم هیچ شمشادی نبود یعنی اکثر خونه ها همینجوری بود، چون 8 سال جنگ ایران و عراق بود و همه از این شهر رفته بودن و اکثر خونه ها ساکن نداشت و حالا بعد از جنگ تازه مردم جنگ زده داشتن برمی گشتن تا زندگشیون رو از دوباره آغاز کنن.

آبادان_ محله بریم جنوبی_ اولین خونه ای که در آبادان توش ساکن شدیم، اون موقع هنوز باغش رو صفا نداده بودیم_ اگه به پشت سرم دقت کنید می بینید که فنس دور باغ خونمون شمشاد نداره و باغش خشک و بدون علفِ (فقط جایی که من ایستادم علف سبز شده)

چون تو این مدتی که خونه ها ساکن نداشت و تو باغ خونه ها هیچ گل و گیاه یا محصولی کاشته نشده بود، خاکش بِکر و حاصلخیز بود.

مامان من هم عاشق پرورش گُل و گیاه و کُلاً عاشق کشاورزی بود، شیراز هم که زندگی می کردیم تو باغچه کوچیک حیاط خونمون همیشه انواع و اقسام گل ها رو می کاشت. و حالا باغ خونمون که خیلی بزرگ بود و هیچی توش کاشته نشده بود و جلوه نداشت برای مامانم فرصت خوبی بود تا سلیقه اش رو نشون بده و این زمین بایر رو اساسی صفا بده.

آبادان_ منطقه بریم_ باغ دومین خونه ای که توش ساکن شدیم

هر چیزی که فکرشو کنید تو باغ خونمون کاشتیم، درخت انگور که شاخه هاش تا پشت بوم خونمون می رسید، درخت انجیر، درخت توت که توت های درشت و سیاهی ثمر می داد و تو ایام عید پُر می شد از توت، وقتی می ذاشتی تو دهنت طعم بی نظیری داشت که هنوز مزه اش زیر زبونمه، هندونه، خربزه، بادمجون، کدو، بامیه، خیار، گوجه،کاهو، کَلَم،خیار چمبر، خیار چمبرهایی که بعضیاش خیلی دراز بود و بعضیاش بزرگ و کلفت، و انواع سبزی خوردن مثه تُربچه و تُرب سفید؛ یادمه یه تُرُب سفیدایی تو باغمون در می اومد که فکر کنم بعضیاش نیم کیلو وزن داشت، تُرُب سفید همیشه منو یاد سریال اُشین می انداخت، اینقد دلم می خواست مزه ی برنج و تربچه ای که اُشین می خوردو بچشم هر چند که حدس می زدم مزۀ جالبی نباید داشته باشه ولی اینجوری که اُشین تو سریال با ولع می خورد آدم هوسش می گرفت و فکر می کردی که حالا چه چیز خوشمزه ایه، بعدها که بزرگتر شدم فهمیدم که برنج و تربچه غذای فقیرترین قشر مردم ژاپن بوده.

درخت انگوری که تو باغمون بود خیلی ثمر می داد مامانم میگه داداش بزرگم می رفت بالا پشت بوم و با یه سبد پُر از انگور برمی گشت.

یادم میاد یه روز تو همین درخت انگور یه مار خیلی بزرگ دیدیم که به لونه گنجیشکی که تو درخت بود حمله کرد و گنجیشک بیچاره رو بلعید، من اون موقع خیلی کوچیک بودم ولی یادم میاد که مامانم از پنجره اتاق پذیرایی این صحنه رو دید و منو بغل کرد تا ببینم هر چند درست نتونستم ببینم اما صدای جیک جیک گنجیشکو می شنیدم و خیلی می ترسیدم و دلم برای گنجیشکه می سوخت.

یادمه یه بار دیگه هم مامانم تو حیاط، داخل دِرامی که توش ماهی صُبور درست می کردیم یه مار دید و فوراً همسایمون رو خبر کردیم تا بیاد مارِ رو بکُشه و مرد همسایمون با هزار بدبختی تونست بکُشَتش (فکر کنم با بیل زد تو سر مارِ تا مُرد). خونه 407 مار و موش زیاد داشت، یه عالمه تله موش خریدیم ولی آخر سر دوباره از یه سوراخی موش در می اومد، موش که نبود کفتار بود، موشای اونجا مرغ و جوجه هامونو نابود کردن داداشم تعریف می کنه که چندتا بلدرچین از یکی از آشناهامون اوردیم و این موشا از قسمت بال می گرفتشون و می کشت و می خورد یه بارم سر یکی از مرغامونو کنده بود.

موشولی هیچ وقت باغ خونه 407 رو فراموش نمی کنم چون خیلی باغ پُرباری بود یه جورایی بهشت تو ذهنم تداعی می شه، البته ما تو هر خونه ای که رفتیم مامانم به خاطر علاقه ای که به باغبانی و گُل و گیاه داره، فوراً باغ رو با گُل و درخت از این رو به اون رو می کنه، دومین خونه ای هم که ساکن شدیم باز همینجوری سر سبز بود و این سالهای آخر از عکاسی های مختلف عروس و دامادها رو می اوردن تو باغ خونۀ ما برای فیلمبرداری.

آبادان_ منطقه بریم_ باغ دومین خونه ای که توش ساکن شدیم

باغ خونمون همه رو مجذوب خودش می کرد چون اکثر ایام سال سر سبز و پُر گُل بود، به قول مامان مهشید (دوست دوران بچگیم) مامانم هر جا میره آبادی میاره.

آبادان_ منطقه بریم_ باغ خونمون تو فصل بهار و ایام عید

آبادان_ منطقه بریم_ باغ خونمون تو فصل بهار و ایام عید

استفاده از عکس هایی که تو این page گذاشته شده بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.