یادی از گذشته

دوست عزیز لطفا برای خواندن مطالب اصلی این وبلاگ به صفحات وبلاگ (لینک های کِنار page) مراجعه کنید.با تشکر

راستش من تا حالا برف ندیدم ، شاید باور نکنید یا بگید ندید بدیدم، ولی تا الان که حدود 20 سال از عمرم می گذره برف رو از نزدیک ندیدم و لمسش نکردم فقط از تلویزیون دیدم.

برف زمستانی_ این عکس در اردستان گرفته شده

مامانم می گه شبیه برفک فریزره. آخه من 3 سالم بوده که از شیراز کوچ کردیم اومدیم آبادان و خوب آبادان هم که هیچوقت برف نمیاد یعنی بارون هم زورکی میاد چه برسه به برف و اینکه من همیشه فصل زمستون تو آبادان بودم و جاهای کوهستانی نبودم که برف ببینم تازه فامیلامون هم که جاهای برفی مثه شیراز زندگی می کنن میگن دیگه شیراز هم مثه قبلاً اونقدرا برف نمیاد فقط سرمای خشک و به قول معروف استخون سوز داره، اما داداشم که سه سال از من بزرگتره برام تعریف می کنه که اون موقع ها شیراز خیلی برف می اومده و تازه می گه آدم برفی هم می ساختن، اما خوب من کوچولو بودم و در ضمن بیماری قلبی هم داشتم و به همین خاطر نمی تونستن منو ببرن برف بازی، تازه اگر هم بُردن، چیزی حالیم نبوده چون نی نی بودم و نمی دونستم اصلاً برف چی هست.

برف زمستانی_ این عکس در اردستان گرفته شده

همونطور که گفتم الان هم بیشتر ایام سال لباس گرم تنمه و جورابامو هیچوقت از پاهام در نمیارم (مگه اینکه پاره بشه) و یه جورایی به این گرما عادت کردم. اگه لباسم کم باشه زود سرما می خورم. خیلی ها به خاطر این طرز لباس پوشیدن مسخرم می کنن ولی من مجبورم، چون تحمل سرما رو ندارم.

و دیگه اینکه حالا به جای کیسۀ آتروپات کیسه آب گرم قابل شارژ خریدم، دو دقیقه می زنمش به برق و تا دوساعت گرم می مونه و دست و پاهام رو گرم نگه می داره، همچنین سعی می کنم زمستونا خیلی از خونه بیرون نرم، بیشتر بغل بخاری باشم البته بغل بخاری که چه عرض کنم در وافع بخاری رو بغل می کنم، یه وقتایی شبای سرد زمستون دلم می خواد بخاری رو با خودم ببرم تو تختخوابم ولی با این سابقه درخشانی که من در سوزوندن آستین مانتوم دارم خیلی باید مواظب باشم، باید خدا رو شکر کنم که توی یه منطقه گرمسیری مثه آبادان زندگی می کنیم، فکر کنم اگه یه جای سردسیر مثل کردستان بودیم یا تا حالا قندیل بسته بودم یا خودمو با بخاری سوزونده بودم.نیشخند

کیسه آب گرم شارژی